شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۰۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان چشم مست کار صبوحی کند نگاهدر هر رگم چو شمع از آن می دود نگاه
۲
همچون شکست شیشه صدا می شود بلنددر بزم می چو بر نگهی برخورد نگاه
۳
خواهم که بینمش ولی از دور باش حسنمانند شمع بزم به چشمم تپد نگاه
۴
حقت به جانب است که نظاره دشمنیدشنام دادنی بود افزون ز حد نگاه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth