خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الهی در ره فقرم شکوه پادشاهی دهسرم را از خم تسلیم فر کج کلاهی ده
۲
بود لبریز صهبای گنه پیمانهٔ عمرممرا از لخت لخت دل زبان عذرخواهی ده
۳
زلال وصل ترسم افت سوز درون گردددلم را تشنگی در عین دریا همچون ماهی ده
۴
چو مژگان می کشد هر خار صحرا دامن دل رامرا مانند مجنون منصب وحشت پناهی ده
صفحهٔ ۱ از ۲