خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نور عرفان در دل صافی ضمیران برده راهمطلع خورشید زیبد در بیاض صبحگاه
۲
بس بود روزی که روها از گنه گردد سیاهبرگ عیش اهل ندامت را زبان عذرخواه
۳
می نماید فیض جمعیت ضعیفان را قویکاروان مور زنجیر است چون افتد به راه
۴
عیب نخوت بر نتابد طینت اهل کمالماه نو از ناتمامی کج نهد بر سر کلاه
صفحهٔ ۱ از ۲