شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۰۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صورت حالش دگرگون شد ز گل رخساره‌ایکار دارد با دل مومینم آتشپاره‌ای
۲
العطش گویان ز هر مژگان زبان بیرون فکندبسکه گردیده است چشمم تشنهٔ نظاره‌ای
۳
یک نگه کافی است چون شمع از برای شش جهتچشم مستش را که دارد هر طرف آواره‌ای
۴
رفتی و از خار خارت در چمن گردیده استچشم تر هر نرگس و هر گل دل صدپاره‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth