خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از برم دل می برد هر دم به رنگ تازه ایدلبر نازک نهالی، شوخ و شنگ تازه ای
۲
تازجوش بولهوس رنگش با باد شرم رفتریخت بر روی هوا طرح فرنگ تازه ای
۳
ترک چشم مست او در هر مژه بر هم زدنبا دل عشاق ریزد رنگ جنگ تازه ای
۴
ترک چشم او ز هر مژگان بهم سودن بریختبر دل غمدیده یک ترکش خدنگ تازه ای
صفحهٔ ۱ از ۲