شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

بخش ۹ - حکایت

باب سوم در عشق و مستی و شور

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شنیدم که پیری شبی زنده داشتسحر دست حاجت به حق بر فراشت
۲
یکی هاتف انداخت در گوش پیرکه ‌«بی‌حاصلی‌، رو سر خویش گیر
۳
بر این در دعای تو مقبول نیستبه خواری برو یا به زاری بایست‌»
۴
شب دیگر از ذکر و طاعت نخفتمریدی ز حالش خبر یافت، گفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth