خلوتی با سعدی
بخش ۱۰ - حکایت
باب سوم در عشق و مستی و شور
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی در نشابور دانی چه گفتچو فرزندش از فرض خفتن بخفت؟
۲
توقع مدار ای پسر گر کسیکه بی سعی هرگز به جایی رسی
۳
سمیلان چو می بر نگیرد قدموجودی است بی منفعت چون عدم
۴
طمع دار سود و بترس از زیانکه بی بهره باشند فارغ زیان
صفحهٔ ۱ از ۱