خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشاید بر رخت درهای فیض از یمن هشیاریکلید قفل چشم بسته نبود غیر بیداری
۲
دماغ ناتمام نیم جان می سازد ای ساقیحباب آسا مرا برپای دارد فیض سرشاری
۳
اگر یکبار گلهای تماشا چیند از رویتکشد بلبل به گلشن از خیابان خط بیزاری
۴
به مردم روشن است از موی مژگان تو این معنیکه از بیمار داری نیست افزون ضعف بیماری
صفحهٔ ۱ از ۳