شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۰۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز زنجیری که عشق انداخت بر پای من ای قمریفتاد آخر ترا هم حلقه‌ای بر گردن ای قمری
۲
مگر سرو مرا دیدی که از جوش تپیدن‌هازبال و پر ترا صد پاره شد پیراهن ای قمری
۳
سراپا مد آهی می‌شود هر سرو این گلشنبه طرز من دمی گر سر کند نالیدن ای قمری
۴
ترا لاف تجرد کی رسد با ما که بر گردنگریبانی هنوزت مانده از پیراهن ای قمری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth