خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه خواهد شد دمی با غنچه همآواز اگر باشیز خاموشی به افلاطون دل، دمساز اگر باشی
۲
توان در عالم دل داد، داد خودنماییهانهان همچون اثر در پردهٔ آواز اگر باشی
۳
دلت پا تا به سر گوش نصیحت آرزو گرددچو گل در فکر انجام خود از آغاز اگر باشی
۴
قماش گفتگویت میشود رنگی برون آردبه خوناب جگر جویا سخنپرداز اگر باشی
صفحهٔ ۱ از ۱