خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاهد از خشکی است کز مینا کند پهلو تهیساحل لب تشنه از دریا کند پهلو تهی
۲
از نسیم حرف سرد این نصیحت پیشگانشمع بزم ما مباد از ما کند پهلو تهی
۳
شهرتش چون قاف بر اطراف عالم می دودهمچو عنقا آنکه از دنیا کند پهلو تهی
۴
در هراسند اهل دل از صحبت دیوانگانبحر از سیلاب از آن جویا کند پهلو تهی
صفحهٔ ۱ از ۱