خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا قیامت در شکنج دام زلف دلبریمی تپیدم کاشکی می داشتم بال و پری
۲
ناله از جور فلک در کیش ما دون همتی استشکوه مذموم است از بیداد بی پا و سری
۳
پادشاه وقت خود باشد به روی پوست تختدر جهان درویش یعنی خسرو بی افسری
۴
در محیط غم ز بی صبری چنین آواره امکی تباهی می شدم می داشتم گر لنگری
صفحهٔ ۱ از ۲