شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۰۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنیاندیشهٔ شکار هما با مگس کنی
۲
دل بسته هوایی، از آنرو ز بال و پرخود را به رنگ غنچهٔ گل در قفس کنی
۳
آن لحظه راز داری عشقت مسلم استکز گرد خویش سرمه به کام جرس کنی
۴
پرباد نخوت است دماغت چو گردباددل خوش عبث ز پیروی خار و خس کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth