خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کشید شور جنونم سوی بیابانیکه نه فلک بودش گرد طرف دامانی
۲
ز من غزال هوس کرده صد بیابان رمدلم به سینه چو شیری است در نیستانی
۳
شب وصال چه حاجت به باده پیماییبس است باده و نقلم لبی و دندانی
۴
دلم ز یاد نگاهش به خویش می لرزدهزار خنجر مژگان و او، من و جانی
صفحهٔ ۱ از ۱