شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۰۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عقدهٔ دل واکند زلف گرهگیر کسیبسته ام خود را به پیچ و تاب زنجیر کسی
۲
می گشاید بر تنم هر زخم آغوش نشاطبسکه جا کرده است در دل شوق شمشیر کسی
۳
در محبت بسکه یکرنگم ز عکس چهره امصفحهٔ آیینه گردد لوح تصویر کسی
۴
گفتگوی اهل غفلت لایق واگویه نیستخواب مخمل کی بود شایان تعبیر کسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth