خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷ - غزل
مناقب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کسوت نازک که بر اندام تو بار استچون نکهت گل دست در آغوش بهار است
۲
نبود چو حبابش هوس صدر نشینیآن پاک گهر را که خبر از ته کار است
۳
کس ره نبرد حال سیه روز غمت رادر خویش نهان گشته به رنگ شب تار است
۴
از آتش عشق تو برون آمده بیغشبر سینه زر داغ توام پاک عیار است
صفحهٔ ۱ از ۲