خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیشه پر از زهر چند چرخ ستم پیشه راکیست که سنگی زند بشکند این شیشه را
۲
رهزن نقد حیات جز غم و اندیشه نیستمی خور و در کنج دل ره مده اندیشه را
۳
شعله شوقت که زد در رگ و جان آتشمدر تن من همچو شمع سوخت رگ و ریشه را
۴
مست سر کوی تو جان به رقیبان ندادکی به سگان میدهد شیر تو سر بیشه را
صفحهٔ ۱ از ۲