خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم ندارد ز گدایی تن غم پرور ماگو هما سایه دولت مفکن بر سر ما
۲
در سفالین قدح و ساغر شه باده یکی استغایت این است که از زر نبود ساغر ما
۳
آتش ما چه حدیث است که آبش بکشدبلکه سوزد جگر دجله زخاکستر ما
۴
حذر از شعله سوز دل ما باید کردزان که جز در رگ جان ها نخلد نشتر ما
صفحهٔ ۱ از ۲