خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خضر که همدم شدهای آب بقا رازنهار به یاد آر لبِ تشنهٔ ما را
۲
زهر است غمت گر نَبُوَد وعدهٔ بوسیبیچاشنیِ خون خورم این زهر بلا را
۳
گل از تو چنان شد که به صد دیده چو شبنمبر خواریِ گل گریه بُوَد مرغِ هوا را
۴
تا کس نبرد بو ز کباب دل مستاندر صحبتِ ما ره نَبُوَد باد صبا را
صفحهٔ ۱ از ۲