خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوای دیدنت ای ترک تند خوست مرانگاه کن که هلاک خود آرزوست مرا
۲
من شکسته چنان تلخ کامیی دارمکه آب بی لب تو زهر در گلوست مرا
۳
تنم به خواب عدم رفت و همچنان بینمکه با خیال لبت دل به گفتگوست مرا
۴
از آن شبی که چو گل در کنار من بودیهنوز خرقه صد پاره مشکبوست مرا
صفحهٔ ۱ از ۲