خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پایبوس آن بت سنگیندل یاقوتلبآرزو دارم شبی تا روز و روزی تا به شب
۲
مردم از شوق لبش تا کی ادب دارم نگاهمیروم گستاخ پیش و میکنم ترک ادب
۳
کس مهل پیش من بیمار ای همدم مبادنام او ناگه برم بیاختیار از تاب تب
۴
من که عمرم رفت بر باد و به جانان زندهامماندهام در روی او بیخود همیمانم عجب
صفحهٔ ۱ از ۲