شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرد بیدارم ز خواب بیخودی آن آفتاباین چنین بیداریی هرگز نبیند کس بخواب
۲
شب سگت سوی من آمد ره مگر گم کرده بودیا شنید از سوز داغ سینه ام بوی کباب
۳
صبر و آرامی کز ایشان راحتم بودی نماندنیم جانی با من است آن نیز از بهر عذاب
۴
من نه تنها گریم از شوقت که در آب روانصورت خویشتن چو بیند گرددش دردیده آب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth