خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به قتلم اینهمه خشم و عتاب حاجت نیستچو می کشد غم عشقم شتاب حاجت نیست
۲
تو شمع بزمی و صد خانه روشن از رویتبهر کجا که تویی آفتاب حاجت نیست
۳
اگر شراب نباشد تو باشی ای ساقیبیا که صحبت ما را شراب حاجت نیست
۴
ما که قبله حاجت شد آستانه توبکعبه رفتنم از هیچ باب حاجت نیست
صفحهٔ ۱ از ۲