خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان در پی یارم که عنانم به کف اوستبر من چه گناه است کشش از طرف اوست
۲
او تشنه به خون من و گر من سگ اوراسنگی رسد از حادثه جانم هدف اوست
۳
شاید که دل غمزدگان بشکند از جورآن گوهر پاکیزه که دلها صدف اوست
۴
برخاست دگر ساقی سرمست من از جاساغر بکف و دیده پرخون به کف اوست
صفحهٔ ۱ از ۲