شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما گرچه گداییم وفا در خور ما نیستحیف است که یاری چو ترا هیچ وفا نیست
۲
صاف می عشرت همه را داد وصالتچون دور من آمد بجز از درد جفا نیست
۳
هرچند به خشمی مکشم تیر خود از دلبگذار که آزار دل خسته روا نیست
۴
عمرم همه در تیرگی هجر به سر رفتداد از شب هجر تو مگر روز جزا نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth