خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانبخشیای که با لب لعل تو ای پری استچون چشمه حیات ز پاکیزه گوهری است
۲
خاصیتی که جوهر حسن تو میدهداز خوب سیرتی است نه از خوب منظری است
۳
آن یوسفی که در سر بازار حسن توصد آفتاب با رخ چون ماه و مشتری است
۴
ما زهر غم خوریم و تو می با شکر لبانما جان دهیم و لعل تو در ذره پروری است
صفحهٔ ۱ از ۲