شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از نرگس توام نظری ای پسر بس استچشمی به من فکن که مرا یک نظر بس است
۲
گر آب خضر نیست جگر تشنه تو راپیکان آبدار تواش در جگر بس است
۳
ای آنکه محرمی بر آن شوخ سعی کنچندانکه نام من ببری اینقدر بس است
۴
دستم نمی رسد که به بر گیرمت ولیدست خیال تو مرا در کمر بس است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth