شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شاخ گل که رونق سرو و سمن ازوستصد دل چو لاله غرقه به خون در کفن ازوست
۲
شیرین دهان من چو لب یار می گزدرشک هزار طوطی شکر شکن ازوست
۳
گفتا که خون من به قیامت از او مخواهتا روز حشر در دل من این سخن ازوست
۴
آسوده ام چو اهلی از آن یار دلنوازکاسایش دل صد همچو من ازوست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth