شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مست شد صوفی و جنگش بر سر پیمانه استخانقه بر هم زد اکنون نوبت میخانه است
۲
ساقیا می ده که جنت مستی و دیوانگی استدوزخی دارد کسی کو عاقل و فرزانه است
۳
خودپرستان جهان آرایشی دارند و بسدر خرابات است عیش و گنج در ویرانه است
۴
عاشقی این است و جان کندن که من دارم از اوقصه فرهاد و کوه بیستون افسانه است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth