خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاسه چشم من از شوق گل رخسار دوستلاله رنک از خون دل گشت و سیاهی داغ اوست
۲
از دل لیلی چو بیرون نیست مجنون یک نفسطعنه بر مجنون مزن با خویش اگر در گفتگوست
۳
آرزوی خرمی هرگز نگنجد در دلمدر دل تنگی که من دارم چه جای آرزوست
۴
صد هزاران داغ پنهان است بر جانم زهجربی جمالش دود داغی بر تنم هر تار موست
صفحهٔ ۱ از ۲