خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چراغ عشق من افروخت شمع خلوت دوستفروغ معنی من زنور طلعت اوست
۲
مرا که گفت و شنید فرشته پروا نیستچه جای دردسر ناصحان بیهده گوست
۳
بلاست دل بتو دادن قیاس عقل اینستولی جمال تو بیش ز قیاس ما دلجوست
۴
بیا و گشت چمن کن که دل برد از دستچو نوخطان سبزی که باز بر لب جوست
صفحهٔ ۱ از ۲