خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بسوزد تن زارم بر من خار و خسی استغم دل می خورم اما که دلم آن کسی است
۲
بسکه شبها من دیوانه بخود در سخنمهست همسایه گمانش که مرا همنفسی است
۳
ای اجل جان مرا بخش بدان زلف سیاهرانکه هر رشته جان بسته دام هوسی است
۴
باغبان، مرغ دل من ننشیند بچمنبگشا در که چمن بر دل تنگم قفسی است
صفحهٔ ۱ از ۲