خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که جان پی قربان شدن بود پیشتتو خواهی ام کش و خواهی رقیب بد کیشت
۲
ترا بشاهی حسن آن بزرگی از بختستکه آفتاب کم از ذره یی بود پیشت
۳
جراحت دل من تازه تر شد از نمکتاگر چه گرم کنی مرهم دل ریشت
۴
ز مومیایی شمع وصال رحمی کنبه دلشکستگی عاشقان درویشت
صفحهٔ ۱ از ۲