خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سرو روان خاک شوم در ته پایتجان من و جان همه عالم به فدایت
۲
در خلوت دل شو که چه جای دگران استبالله که جان هم نتوان دید به جایت
۳
در حشر قیامت بود آن دم که شهیدانخیزند و سراسیمه درافتند به پایت
۴
گر کشته شوم بهر تو یکبار بکو حیفتا زنده شوم از نفس روح فزایت
صفحهٔ ۱ از ۲