خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماستکوری چشم رقیب روشنی چشم ماست
۲
از همه عالم بود منزل من کوی دوستمنزل ازین خوبتر در همه عالم کجاست
۳
بیهده تا کی زنم دست بسر از غمشدست من از کار شد نوبت دست دعاست
۴
یار طبیب دل است گر ز جفا سوخت دلدست چو برهم نهد مرهم داغ جفاست
صفحهٔ ۱ از ۲