شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیستچون آفتاب بر همه روشن بود که کیست
۲
کوته نظر مشاهده برق عیش کردما را نظر به سوخته خرمن بود که کیست
۳
حاجت به قصه نیست که در دل که خانه ساختکو خود عیان ز چاک دل من بود که کیست
۴
چون پوشم آن حریف که همسایه را چو شمعروشن ز روشنایی روزن بود که کیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth