خلوتی با سعدی
بخش ۲۶ - حکایت
باب چهارم در تواضع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گدایی شنیدم که در تنگجاینهادش عُمَر پای بر پشتِ پای
۲
ندانست درویشِ بیچاره کاوستکه رنجیده دشمن نداند ز دوست
۳
برآشفت بر وی که کوری مگر؟بدو گفت سالارِ عادل عُمَر
۴
نه کورم ولیکن خطا رفت کارندانستم از من گنه در گذار
صفحهٔ ۱ از ۳