خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل کباب ز خوناب دیده بد نام استبسوختیم و هنوز از تو کار ما خام است
۲
اگر نه مهر تو می ورزد آفتاب چراملازم سر کوی تو صبح تا شام است
۳
بیا و جرعه مستان غم به رغبت نوشکه صاف شیشه افلاک درد این جام است
۴
غرور حسن ببین و نیاز عشق که مادعای خیر کنیم و جواب دشنام است
صفحهٔ ۱ از ۲