خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر جا که بنگری رخ او در تجلی استمجنون اگر شوی همه آفاق لیلی است
۲
دور از توام بصورت و در معنیم قرینصورت تفاوتی نکند اصل معنی است
۳
ما را که دل بطرفه غزالی گرفته انسمجنون صفت گریختن از خلق اولی است
۴
گر سرو با تو لاف زد آزاده اش مخوانآزاده نیست هر که گرفتار دعوی است
صفحهٔ ۱ از ۲