شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه عاشق شد چو شمع آزاده از دل‌مردگی استزندگی دلگرمی عشق است و مرگ افسردگی است
۲
من به آزارت خوشم چون مرهم دیدار هستخوشدل از یک دیدنم گر صدهزار آزردگی است
۳
گر ز پیری سبزه پژمرده‌ام عیبم مکنآخر کار گل سیراب هم پژمردگی است
۴
داغ دل در پرده دارد غنچه زان رسوا نشدمستی و رسوایی ما چون گل از بی‌پردگی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth