خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن بت که قبله دل عشاق روی اوستهرجا که هست روی دل ما بسوی اوست
۲
ای دل چراغ دیده تاریک بر فروزتا خانه روشن از اثر شمع روی اوست
۳
من خاک کوی او نفروشم بآب خضرسرچشمه حیات هم از خاک کوی اوست
۴
چون هرکه هست آرزویی دارد از جهاندل را گناه چیست گرش آرزوی اوست
صفحهٔ ۱ از ۲