شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۲۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خونم به جور تیغ تو در گردن خودستهر کس با تو دوست بود دشمن خودست
۲
مستانه سرو ناز تو ره میرود مگرسرمست جلوه ای خرامیدن خودست
۳
خار ره تو هر که بسوزن کشد ز پاهمچون مسیح خار رهش سوزن خودست
۴
جز تیغ دوست کیست که فریادرس شودما را که کار دل همه در گردن خودست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth