خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیری خزان تازه بهار جوانی استوقت شباب خوش که گل زندگانی است
۲
ایساقی صبوح که چون آفتاب صبحخار و گل از فروغ رخت ارغوانی است
۳
جامی ببخش و چهره ما لاله رنگ کنکاندر بهار عمر رخ ما خزانی است
۴
جام شراب و کنج خرابات و وصل یارعیش نهان مگوی که گنج نهانی است
صفحهٔ ۱ از ۲