خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی که بی تو برین پیر خسته حال گذشتشبی گذشت که گویی هزار سال گذشت
۲
مگر بیایی و عمری نوم دهی از وصلکه عمر من همه دور از تو در ملال گذشت
۳
خبر نداشتم از بیخودی که چون رفتیتو خود بگوی که بر جان من چه حال گذشت
۴
نصیحتم مکن ای همنفس که تشنه لبمنمی توانم از آن چشمه زلال گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲