خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید قربان شد و سر در ره جولان تو رفتمن سری داشتم آن نیز بقربان تو رفت
۲
این چه شکل است و شمایل مگر از مشرق حسنآفتابی که بر آمد بگریبان تو رفت
۳
لذت درد سکندر خضر امروز چشیدکه بحسرت ز لب چشمه حیوان تو رفت
۴
رفت جان بهر تو بر باد ولی بر تو چه غم؟چه تفاوت که نسیمی ز گلستان تو رفت
صفحهٔ ۱ از ۲