شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم همه را بر گل روی تو نگاه استانصاف بده دیده مارا چه گناه است
۲
طوبی چکنم من که خرابم ز قد توسرو تو مگر کمتر از آن شاخ گیاه است
۳
مگذر ز وداع من بیمار که امروزدل عزم سفر دارد و جان بر سر راه است
۴
آن خال ز نخدان که دل من به چه افکندگر چاه دلم کند خود اندر ته چاه است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth