شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۲۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل نو آمد و ما را غم دیرینه گرفتمرغ جان را نفس اندر قفس سینه گرفت
۲
آن حریفی که شبش بودمی از خون دلمبازش امروز هوای می دوشینه گرفت
۳
چند جان همه را آن مه نو خط سوزدآخرش دود دل خلق در آیینه گرفت
۴
گنج سر دهنش تا نبرد راه کسیمهر خط لب لعلش در گنجینه گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth