خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سراپا شمع از آن نورست کز آلودگی دور استاگر سوزد چنین پروانه هم نور علی نور است
۲
بیمن دامن پاک تو صافی دل بود عاشقکه در آیینه ناظر صفا از عکس منظور است
۳
نباید ذوق گفتارت بت چین باتو زان لافدچه فهمد نقش دیواری مکن عیبش که معذور است
۴
من از آب حیات آن دهان مستم توهم دانیکه این مستی که من دارم نه کار آب انگور است
صفحهٔ ۱ از ۲