خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی داغ عشق یکرگ من چون چراغ نیستداغی نهاده ام که دگر جای داغ نیست
۲
آشفته دل ز زلف توام با بنفشه گویتا ناز کم کند که مرا آن دماغ نیست
۳
امروز با وجود تو یوسف بود عدمدر پیش آفتاب مجال چراغ نیست
۴
ای بیخبر ز گریه تلخم بمن مخندکاین چاشنی زهر ترا در ایاغ نیست
صفحهٔ ۱ از ۲