خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در زیر زلف روی تو چون گل شکفته استگل بین که زیر سایه سنبل شکفته است
۲
مشکل که از رخ تو کسی را گل مراددر باغ آرزو بتخیل شکفته است
۳
بس نیست داغهای توام بر جگر که بازهر روز از زمانه صدم گل شکفته است
۴
ظلم است چشم مردم بیدرد بر گلیکان گل ز آب دیده بلبل شکفته است
صفحهٔ ۱ از ۲